مرز تا مغز جلو آمده

محمد فخرا

روزنامه نگار

تجزیه واژهٔ ترسناکی است. اصلاً تجزیه‌طلب هم‌ردیف قاتل و قاچاقچی قرار می‌گیرد. حتی آن رقاصه‌های پهلوی هم جرئت ندارند امروز به صراحت از تجزیه ایران صحبت کنند. قضایای بحرین و آرارات را هم با لگد به زیر فرش می‌برند تا کسی متعرض نشود. اما مگر تجزیه فقط با لشکرکشی ممکن است؟ مثلاً اگر امروز استان الانبار بگوید دیگر با حکومت عراق نسبتی ندارد، طرف حسابش با ارتش است؛ اما اگر یک جوان عراقی فرانسه را قبلهٔ آمال ببیند و از لهجهٔ عربی‌اش شرم بگیرد چه؟ مگر می‌شود بر مغز و قلب آن جوان هم لشگر کشید؟ تجزیه امروز دیگر فقط در لب مرزها اتفاق نمی‌افتد که چند برج دیدبانی و سیم خاردار اضافه خطر را دفع کند. امروز تجزیه از داخل و بر مغزها اتفاق می‌افتد.
مردگان متحرکی که هر چه پیرامونشان رخ دهد نسبتی نمی‌گیرند. آنان از درون مرزها تجزیه شدند. سال‌ها قبل غیرفوتبالی‌ها هم در جواب آبی هستی یا قرمز یک جواب ثابت داشتند؛ من طرفدار تیم ملی هستم. فوتبال با همهٔ نواقص و رذالت‌هایش اما ضربان قلب ملتی گره خورده است. بی‌راه نیست اگر بگوییم فوتبال هم بخشی از هویت ماست.

اصلاً این کلمهٔ پرطمطراق هویت یعنی چه؟ شهید مطهری هویت را مجموعهٔ دردهای مشترک یک ملت می‌نامد. دردی که از شمال و تا جنوب و حتی بیرون مرزهای ایران حس شود. حتی آن دورگهٔ مکزیکی که به سختی فارسی می‌فهمد خودش را به استادیوم برساند چون از اعماق قلبش درد مشترکی با بچهٔ آبادان دارد. مگر نه آنکه هر توپی از خط دروازه رد می‌شد ایرانی به لرزه در می‌آمد یا به سکوت می‌رفت؟ مگر نه آنکه حسرت صعود از مرحلهٔ حذفی درد مشترک هر ایرانی بود؟ پس آنکه به این درد بی‌حسی می‌زند خائن به هویت است.

بخشی از اراضی مغزهای تجزیه‌شده حاصل فریادهای مزدک و اینترنشنال و تحقیرهای عادل است. آنانکه امروز پس از حذف تیم ملی درد مشترکی با ما حس نمی‌کنند از داروی بی‌حسی جماعت خودباخته مصرف کردند. به همین راحتی و البته پس از سال‌ها تولید ادبیات، یکی از عناصر هویت ایرانی در مغز بعضی تجزیه شد و به فتوحات دشمن پیوست.

به همین راحتی هم پل و نیروگاه و پالایشگاه غیرخودی تلقی می‌شود. همانطور که تیم ملی را برای جمهوری اسلامی خواندند، زیرساخت و خاک را هم برای این نظام اسلامی حقنه می‌کنند. همانطور که ۱۴۰۱ غیرت را هم برای مسلمانان خواندند و خود را فاقد ناموس معرفی کردند، وطن و سقف را هم برای جهان سوم می‌خوانند و هدف زندگی را لذت زیست غربی در چادر مهاجرین در اروپا می‌نامند. تجزیه‌طلب اما همچنان هم‌ردیف قاتل و قاچاقچی است؛ همانطور که خرمشهر را پس گرفتیم مغزهای از دست رفته را هم باید از این جماعت دور نگه داریم.

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × 2 =

پربازدیدترین اخبار