
در پی حملات دو روز گذشته آمریکا و برخی رژیمهای کوچک حاشیه خلیج فارس به تأسیسات، زیرساختها و پلهای مواصلاتی سواحل جنوب ایران در خلیج فارس و دریای مکران، جنگ وارد مرحله بیبازگشتی شد. سرهنگ ابراهیم ذوالفقاری با تأکید بر خط قرمز تنگه هرمز و تهدید به نابودی کامل زیرساختهای منطقه، پیام روشنی به واشنگتن فرستاد: «زیرساخت بزنید، هرچه زیرساخت در منطقه باقی مانده را میزنیم.» این مواضع، امید و انتظار ملت ایران را برای اجرای وعدههای نیروهای مسلح دوچندان کرده است.
دو روز گذشته صحنه ورود جنگ به نقطه بی بازگشتی رسیده است که لزوم درک صحیح آن در بین مسئولان کشور امری مهم و حیاتی است. حملات زبونانه و ناجوانمردانه رژیم آمریکا و دستنشاندگان ذرهبینی آن در حاشیه خلیج فارس به زیرساختهای ایران در نوار ساحلی جنوب در دریای مکران و خلیج فارس، بار دیگر ماهیت تجاوزکارانه دشمن را برملا ساخت. این عملیات که به خصوص با هدف قرار دادن پلهای مواصلاتی در استان هرمزگان و برج مراقبت دریایی چابهار همراه بود تلاشی مذبوحانه برای تغییر معادلات استراتژیک در منطقه و مهم تر از همه زمینه سازی برای حمله زمینی به ایران است. اما آنچه این حملات را به نقطه عطفی تاریخی تبدیل کرده، ورود جنگ به دورهای بیبازگشت است؛ دورهای که در آن، ایران دیگر نباید به معادله مقابله به مثل برابر، چشم در برابر چشم و به سیاست «صبر استراتژیک» محدود و متکی باشد و باید هر تعدی با پاسخی بیشتر مواجه میشود زیرا پاسخ ناکافی میتواند در پلکان تصعید تنش و در صحنه جنگ با ابرقدرتی همچون آمریکا در گام های بعدی ایران را تضعیف کند.
وقت اقدام و عمل
در این میان سرهنگ پاسدار ابراهیم ذوالفقاری، سخنگوی قرارگاه عملیاتی مرکزی خاتمالانبیا(ص)، با لحنی قاطع خطاب به آمریکا تأکید کرد: «تحت هیچ شرایطی و به هیچوجه به آمریکا به عنوان یک کشور بیگانه و فرامنطقهای، اجازه دخالت در تنگه هرمز را نمیدهیم. این، خط قرمز شکستناپذیر ایران است.» وی افزود که در صورت عملی شدن تهدیدهای رئیسجمهور «از تهی سرشار» آمریکا مبنی بر هدف قرار دادن زیرساختهای ایران، تمامی آنچه که هنوز به دلیل نجابت ایرانیان سالم مانده، یعنی همه زیرساختهای منطقه، زیر ضربات پولادین نیروهای مسلح مقتدر ایران درهم کوبیده خواهد شد؛ آنچنان که اثری از آنها بر جای نماند. این هشدار، ادامه موضعگیریهای پیشین سردار شکارچی، سخنگوی ستاد کل نیروهای مسلح، است که بر هدف قرار گرفتن زیرساختهای کل منطقه در صورت تعدی به ایران اسلامی تأکید داشت. چنین مواضعی، علاوه بر ایجاد بازتاب گسترده جهانی و انعکاس در رسانههای بینالمللی، انتظار بهحق ملت ایران را برای عمل به این تهدیدات درست و بهجا دوچندان کرده است. عمل کردن به تهدیدات مهم ترین ستون پایان دادن به تجاوز و اعتبار یافتن مجدد مواضع مسئولان و فرماندهان کشور است و کوتاهی در عمل به تهدید میتواند ضربات جبران ناپذیری را به واسطه تغییر در دستگاه محاسباتی دشمن نسبت به سستی در تصمیم گیری در کشور به وجود آورد.
اهداف مشروع ایران در منطقه
در این میان، با توجه به اصابت به پنج پل مواصلاتی در هرمزگان و برج مراقبت دریایی چابهار در کنار جنایت جنگی آمریکا در اهواز و پادگان تیپ 388 نیروی زمینی ارتش، زمان آن رسیده که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی بلافاصله اهداف کلیدی و نمادین متجاوزان را مورد اصابت قرار دهند. یکی از مهمترین این اهداف، پل ملک فهد (King Fahd Causeway) است؛ پل ۲۵ کیلومتری که عربستان سعودی را به بحرین متصل میکند و از سال ۱۹۸۶ به عنوان شاهرگ حیاتی تردد و لجستیک منطقه عمل کرده است. این پل با بخشهای متعدد و جزایر مصنوعی، روزانه هزاران خودرو را جابهجا میکند و نابودی آن میتواند خللی جدی در ارتباطات رژیمهای وابسته ایجاد کند و حتی موجب تحولات بزرگ در کشور شیعه بحرین و سرنگونی آل خلیفه ایفا کند.
اما لیست اهداف بالقوه بسیار گستردهتر است. منطقه حاشیه جنوبی خلیج فارس، قلب تپنده اقتصادی رژیمهای مرتجع عربی است که با ترکیبی از پلها، بنادر، فرودگاهها، شبکههای انرژی و تأسیسات عظیم نفت و گاز، ستون فقرات ژئوپلیتیک غرب را تشکیل میدهد. در امارات، پلهای الشیخ زاید (طراحی زها حدید)، المقطع، الشیخ خلیفه و الحدیريات که ابوظبی را به سرزمین اصلی متصل میکنند، نقاط ضعف آشکاری هستند. در دبی نیز پلهای المکتوم، گارهود، اینفینیتی و بیزینس بی بر روی خور دبی، نمادهایی از توهم پیشرفت رژیمهای وابسته به دلار هستند.
بنادر کلیدی مانند جبل علی در دبی (یکی از بزرگترین بنادر کانتینری جهان) بندر حمد در قطر، بنادر دمام و الجبیل در شرق عربستان و بنادر کویت و بحرین، هابهای لجستیکی حیاتیاند که نابودی آنها، زنجیره تأمین جهانی انرژی را مختل خواهد کرد. فرودگاههای بینالمللی دبی و حمد نیز از شلوغترین هابهای هوایی جهان به شمار میروند.
شبکه برق اتصال شورای همکاری خلیج فارس(GCC Interconnection) و پروژه راهآهن در حال توسعهGCC Railway، که تلاشی برای ایجاد کریدورهای جایگزین تنگه هرمز است، نیز میتوانند در معرض تهدید و اصابت قرار دارند. اما بخش اصلی و حیاتی، تأسیسات انرژی است: میدان الغوار (بزرگترین میدان نفتی جهان) و السفانیة (بزرگترین میدان فراساحلی) در شرق عربستان، میدان گازی شمالی قطر (مشترک با پارس جنوبی ایران) و میدانهای شاه، باب و بوحاسه امارات. پالایشگاههای عظیم الزور در کویت ، رويس در ابوظبی، آرامکو در رأس تنوره و الجبیل، و تأسیسات رأس لفان در قطر، همراه با ترمینالهای صادراتی رأس تنوره، فجیره و مینا الاحمدی، ستونهای اقتصادی متجاوزان هستند. شبکه خطوط لوله، سکوهای دریایی و جزایر مصنوعی نیز بخشی از این پیکره آسیبپذیرند.
اگر خللی در دستگاه محاسباتی مسئولان امر ایجاد نگردد و همانطور که رهبری شهید درسال 87 اشاره کردند تفکر شاه سلطان حسینی مسئولان کشور را دربر نگیرد ایران با دست پر خود دشمن را عقب خواهد راند.
زیرساختهای متجاوزان و خائنان را نابود کنید
حملات آمریکا و رژیمهای ذرهبینی حاشیه خلیج فارس به تأسیسات و پلهای مواصلاتی سواحل جنوبی ایران، پردهای جدید از جنگ را گشوده است؛ دورهای که در آن، پاسخها غیرقابل بازگشت شدهاند. سخنان صریح سخنگوی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا(ص) مبنی بر هدف قرار دادن همه زیرساختهای باقیمانده منطقه در صورت تعدی به ایران انتظار ملت را برای اجرای دقیق این تهدید برآورده کرده است. با اصابت به پنج پل در هرمزگان و برج مراقبت چابهار، اکنون نوبت ضربههای قاطع و بالاتر و نه همتراز است؛ نمادهایی چون پل ملک فهد، بنادر جبلعلی و تأسیسات نفتی غوار و شمالی در تیررس عدالت نیروهای مسلح قرار دارند. این، پیام ایران به یاغیگران فرامنطقهای است: یا عقبنشینی یا نابودی کامل ستونهای اقتصادی متجاوزان.