کی تسلیم و تحمیل امکان دارد؟!

سید امیرحسین قاضی زاده هاشمی

معاون رئیس‌جمهور در دولت سیزدهم

هتاکی‌های اخیر ترامپ و اعلام پایان تفاهم، ریشه در چه عواملی دارد؟ برای پاسخ به این پرسش، می‌توان تحلیل‌های گوناگونی از زوایای مختلف ارائه داد.پیش‌تر، دشمن گمان می‌کرد که با حذف فرماندهان قدرتمند منطقه‌ای، می‌تواند برای صهیونیست‌ها امنیت بخرد؛ از همین رو، نابغه دوران، شهید حاج‌قاسم سلیمانی، را به شهادت رساند. اما
نشان داد که محور مقاومت به جریانی بالغ و پخته تبدیل شده است. ازاین‌رو، دشمن جمع‌بندی کرد که با به‌کارگیری تمام هیمنه استکبار، ماشین ترور و دیپلماسی فریبکارانه، وارد جنگی وجودی شود. شهادت سید مقاومت، شهید سنوار، شهید رئیسی و دیگران را نیز می‌توان در همین چارچوب ارزیابی کرد. با این حال، ایرانِ مقتدر و ساختاریافته، مانع از فروپاشی محور مقاومت شد.

جمع‌بندی بعدی دشمن، ضربه به نهادهای قدرت نظامی و امنیتی در ایران بود، به‌گونه‌ای که امامِ مسلمین، ابزار اعمال قدرت را در اختیار نداشته باشد. جنگ ۱۲ روزه و ترور گسترده مقامات نظامی و امنیتی، با همین هدف شکل گرفت. اما وجود امامِ شهید، مانع از تحقق خواسته‌های آنان شد. این امر، دشمن را به بروزرسانی دوباره ارزیابی‌هایش واداشت.

از یک سو، برخی مقامات نظامی ما اعلام می‌کردند که «هنگ کرده‌ بودیم» و خودِ آقا شخصاً در اتاق جنگ حضور دارند و حتی تعداد موشک‌ها، نوع آن‌ها و محل برخورد را روزانه تعیین می‌کنند. از سوی دیگر، مقامات سیاسی تأکید داشتند که تمامی امور با هدایت و هماهنگی رهبری تمشیت می‌شود. ظاهرا این امر برای نشان دادن تسلط ایشان بر همه امور، یا نقش پررنگ ایشان در تصمیم‌گیری ها بود اما
بدین‌ترتیب، به دشمن فهمانده شد که در ایران تنها یک نفر تصمیم‌گیرنده، مقاوم و اقدام‌کننده است و جمعی از مردم که هوادار اویند، پشتیبان او هستند. همچنین این بیان توسط مقامات ما که؛ «پس از شهادت ایشان، بسرعت جایگزین خواهند شد»، تصور بی هزینه بودن بشهادت رساندن ایشان را برای دشمن ایجاد نمود.

برای تکمیل پروژه فروپاشی، ابتدا باید مردم یا کاملاً از امام جدا می‌شدند، یا فضایی چنان طوفانی ایجاد می‌شد که در غبار سنگین آن، مردم منفعل گردند و نسبت به حاکمیت بی‌تفاوت و تماشاگر شوند. کودتای دی‌ماه با همین هدف شکل گرفت و پس از آن، زمان ضربه نهایی فرا رسیده بود.

اما در جنگ رمضان، آنان واقعاً گمان می‌کردند که ظرف سه روز کار را تمام کرده‌اند؛ زیرا همه مقدمات را گام‌به‌گام آماده ساخته و تمامی عناصر داخلی و خارجی را به خط کرده بودند. با این حال، ضربه اول – شهادت امامِ شهید و جمع بسیاری از مسئولان نظامی و امنیتی – و نیز اقدامات محلی، کار را تمام نکرد.

گام دوم، کشاندن نهادهای سیاسی کشور به پای میز مذاکره (با پذیرش اولیه تمامی شروط) و سپس سرد کردن آتش، گرفتن ابزار قدرت و انعقاد تفاهم‌نامه‌ای با امکان تفسیر و اقدام گزینشی بود. به‌ظن آنان، خواسته‌شان از این راه تأمین شده است. این گفته ترامپ که «ما واقعاً رژیم در ایران را تغییر داده‌ایم و افراد منطقی بر آن حاکم شده‌اند.» در همین راستا بود.

اما ناگهان، امامِ شهید ما، این ابرمرد دوران، در تشییع پیکر پاکش، از حلقوم محمد رسولی فریاد برآورد و بر انتقام و قصاص قاتلان تأکید کرد. حضور بیش از ۴۰ میلیون نفر در تشییع، تازه به آنان فهماند که از ابتدا اشتباه درک کرده‌اند. این ملت بزرگ ایران و ۵۰۰ میلیون پیرو اهل‌بیت در برابر آنان ایستاده‌اند.آنچه ندیدند، ایمان پاک مردمی بود که چنین امام و نظامی را نعمتی بزرگ می‌دانند و تا چنین ایمانی پایدار باشد، خداست که در برابر دشمنان خواهد ایستاد. این امت ماموران الهی اند. آنها هنوز نفهمیده اند که خدا اراده فرموده است آنها را نابود کند. کارتر گفته بود که همه چیز با ما بود اما خدا با خمینی بود. و این، راز عربده‌های ترامپ است.

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هجده + 7 =

پربازدیدترین اخبار