سعید مصباح

تصمیم تازه امارات شاید برای بسیاری غافلگیرکننده باشد؛ کشوری که معمولاً با اقتصاد آزاد و فناوری شناخته میشود، حالا استفاده مستقل کودکان زیر ۱۵ سال از شبکههای اجتماعی را ممنوع کرده و حتی پلتفرمها را موظف کرده است با ابزارهای هوش مصنوعی و احراز هویت واقعی، مانع حضور آنها شوند.
این تصمیم را باید بیش از تصویب یک قانون داخلی دانست؛ این اقدام نشانه تغییر نگاه جهان به فضای مجازی است. دیگر کمتر دولتی شبکههای اجتماعی را صرفاً بستری برای آزادی بیقیدوشرط میبیند. امروز سخن از سلامت روان کودکان، اعتیاد دیجیتال، تعرض آنلاین، سوءاستفاده از دادههای شخصی و حفاظت از نسل آینده است.
اما در ایران، هر بار که بحثی درباره ساماندهی فضای مجازی یا حمایت از کودکان مطرح میشود، پیش از آنکه درباره اصل مسئله گفتوگو کنیم، نزاعهای سیاسی آغاز میشود. گویی هر نوع قانونگذاری، از پیش محکوم است و هر سخنی از مسئولیت پلتفرمها، مخالفت با آزادی تلقی میشود.
واقعیت این است که فضای مجازی ایران سالهاست به حال خود رها شده است. کودکان و نوجوانان با کمترین نظارت ممکن به شبکههایی دسترسی دارند که حتی بسیاری از کشورهای مدعی آزادی، برای استفاده از آنها محدودیتهای سنی و سازوکارهای سختگیرانه تعیین کردهاند. با این حال، عجیبتر از این رهاشدگی، طلبکار بودن بخشی از جریان رسانهای و سیاسی است؛ جریانی که هرگونه بحث درباره تنظیمگری را نه فرصتی برای اصلاح، بلکه بهانهای برای تقابل سیاسی میداند.
هیچکس از بازگشت به محدودیتهای کور دفاع نمیکند؛ همانگونه که هیچ عقل سلیمی نیز رهاسازی کامل فضای مجازی را تجویز نمیکند. مسئله امروز، انتخاب میان آزادی و محدودیت نیست؛ مسئله، مسئولیتپذیری در قبال نسلی است که بیش از هر زمان دیگری در معرض آسیبهای دنیای دیجیتال قرار دارد.
شاید وقت آن رسیده باشد که به جای تکرار دوگانههای فرسوده، از خود بپرسیم چرا کشورهایی با الگوهای سیاسی متفاوت، از امارات تا اروپا، به سمت حمایت فعال از کودکان در فضای مجازی رفتهاند، اما ما هنوز بر سر اصل ضرورت این حمایت، درگیر جدالهای بیپایان هستیم.