فرهنگی 30 خرداد 1405 - 22 ساعت پیش زمان تقریبی مطالعه: 0 دقیقه
کپی شد! 🖨️ چاپ
0
توقیف در سال‌های اخیر به یک ابزار تبلیغاتی ارزان تبدیل شده است

«کوری» و بازی تکراری توقیف

ایمان عظیمی

کوری

در سال‌های اخیر شبکه نمایش خانگی، هر خبر درباره «توقیف»، «ممیزی» یا «اختلاف با نهادهای ناظر» می‌تواند به اندازه یک کمپین تبلیغاتی گران‌قیمت اثرگذار باشد. پلتفرم‌ها و سازندگان، آگاه از جذابیت همیشگی «میوه ممنوعه»، بارها از تعویق پخش، شایعه اصلاح یا گلایه‌های علنی درباره سانسور، برای جلب کنجکاوی مخاطب بهره برده‌اند. تازه‌ترین نمونه، تعویق انتشار سراسری «کوری» ساخته سجاد پهلوان‌زاده است. سریالی که قرار بود جمعه ۲۹ خرداد منتشر می‌شد، اما پخشش به زمانی دیگر موکول شد و همین مسئله، شایعه توقیف و سانسور را به صدر گفت‌وگوها برد. با این حال، مرور پرونده چند سال اخیر نمایش خانگی نشان می‌دهد ماجرا همیشه یکسان نیست: برخی آثار پس از هیاهوی بسیار، بی‌دردسر پخش شده‌اند، بعضی با اصلاحات بازگشته‌اند و شماری ناچیزی هم واقعا با توقف، تعلیق یا برخورد قضایی روبه‌رو شده‌اند. وضعیتی که مرز میان بحران واقعی و مانور تبلیغاتی را هر روز مبهم‌تر کرده است.

شبکه نمایش خانگی در سال‌های اخیر به میدان نبردی برای تصاحب توجه عمومی تبدیل شده است. در چنین بازاری، خبر توقیف از خود محصول کمتر دیده نمی‌شود. وقتی هزینه تبلیغات محیطی و دیجیتال بالاست، یک خبر درباره «مخالفت نهاد ناظر» یا «ممیزی سنگین» می‌تواند بدون خرج مستقیم، موجی از بازنشر در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی ایجاد کند. همین الگوست که باعث شده هر تعویق یا هر تیزر حساسیت‌برانگیز، بلافاصله با گمانه‌زنی درباره سانسور همراه شود.

نمونه تازه، «کوری» است؛ سریالی که اعلام شده بود ۲۹ خرداد پخش می‌شود اما انتشارش به تعویق افتاد. هنوز جزئیات رسمی و روشنِ علت این جابه‌جایی منتشر نشده، اما تجربه‌های پیشین کافی بود تا بازار شایعه توقیف داغ شود. این واکنش، بی‌دلیل نیست. مخاطب ایرانی طی سال‌های اخیر بارها دیده که اخبار مربوط به ممیزی، خود به بخشی از بسته تبلیغاتی یک اثر تبدیل شده است.

با این حال، همه پرونده‌ها را نمی‌توان در یک سبد گذاشت. برخی آثار واقعا متوقف شده‌اند. «سووشون» از مهم‌ترین نمونه‌های اخیر است؛ مجموعه‌ای که پس از انتشار قسمت نخست با حاشیه‌های جدی روبه‌رو شد و ادامه پخش آن متوقف ماند. در این پرونده، بحث تنها شایعه نبود و ماجرا به اختلاف بر سر مجوز و ملاحظات نظارتی کشیده شد. در مورد «تاسیان» نیز خبر توقف موقت و کشمکش بر سر ادامه انتشار، نشان داد که توقیف موقت و شایعه‌های حول یک اثر می‌تواند به بیشتر دیده شدن آن کمک کند.

در مقابل، نمونه‌هایی هم وجود داشته‌اند که با وجود موج سنگین شایعات، در نهایت بدون اتفاق تعیین‌کننده‌ای منتشر شده‌اند یا پس از اصلاحات محدود به چرخه پخش بازگشته‌اند. درباره «در انتهای شب» از همان ابتدا بحث‌هایی درباره مضمون تلخ، تصویر روابط خانوادگی و ممیزی مطرح شد، اما سریال در نهایت مسیر خود را طی کرد و بیشتر از آن که توقیف شود، از حاشیه توقیف سود برد. در سال‌های قبل‌تر نیز آثاری مانند «زخم کاری»، «سقوط» و «یاغی» و …هر کدام به شکلی درگیر بحث‌های مشابه شدند: از اعتراض به خشونت و زبان تند گرفته تا ایرادهای مربوط به پوشش، روابط شخصیت‌ها یا حتی ترکیب بازیگران. اما نتیجه در همه این پرونده‌ها یکسان نبود؛ بعضی با تأخیر، بعضی با حذف و بعضی تقریبا بدون تغییر منتشر شدند.

نکته اصلی همین‌جاست: تکرار این چرخه، حساسیت مخاطب را تغییر داده است. اگر در دفعات نخست، خبر توقیف به‌راستی حس کنجکاوی و اضطرار تماشا ایجاد می‌کرد، امروز بخش قابل‌توجهی از مخاطبان با تردید به چنین خبرهایی نگاه می‌کنند. آنها می‌پرسند آیا با یک بحران واقعی روبه‌رو هستند یا با تاکتیکی برای بیشتر دیده‌شدن؟ همین بدبینی، مرز میان دغدغه اصیل هنری و حاشیه‌سازی بازاری را کمرنگ کرده است.

در نهایت، بازیِ سانسور و توقیف بیش از هر چیز به نفع پلتفرم‌ها تمام شده است. حتی وقتی توقیفی در کار نباشد، نفسِ شایعه می‌تواند مخاطب را از یک بیننده عادی به جست‌وجوگری وسواسی تبدیل کند؛ کسی که به‌جای پیگیری کیفیت اثر، دنبال کشف «خط قرمز»‌های پنهان می‌گردد. اما این راهبرد، هرچند در کوتاه‌مدت بازدید می‌سازد، در بلندمدت کارکردش را از دست می‌دهد.

مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شانزده + 16 =