محسن فرهمند

هنوز چند ساعت از ادعای جنجالی دونالد ترامپ نگذشته بود که فضای رسانهای و افکار عمومی کشور با پرسشهای متعدد و نگرانیهای گسترده مواجه شد. رئیسجمهور آمریکا که طی روزهای گذشته از تهدید به بمباران زیرساختهای ایران، تشدید محاصره دریایی و حتی طرح اشغال جزیره خارک سخن گفته بود، شامگاه پنجشنبه ۲۱ خردادماه مدعی شد:«با توجه به اینکه مذاکرات با جمهوری اسلامی ایران به بالاترین سطح رسیده و مورد تأیید قرار گرفته است، من حملات و بمبارانهای برنامهریزیشده امشب علیه ایران را لغو کردم.»ترامپ پا را فراتر گذاشت و نوشت: «نکات نهایی توافق، هم از نظر چارچوب کلی و هم جزئیات کامل، توسط آمریکا، اسرائیل، عربستان، امارات، قطر، ترکیه، پاکستان، بحرین، کویت، اردن، مصر و دیگران تأیید شده است.» وی همچنین در گفتوگو با نیویورکپست مدعی شد متن جمعبندی شده و «به زودی در اروپا امضا خواهد شد»
این ادعاها در شرایطی مطرح شد که سکوت خسارت بار خبری در داخل کشور، تردیدهای فراوانی درباره صحت آن ایجاد کرده بود؛ اما انتشار گزارشی از سوی خبرگزاری رسمی دولت، ایرنا و صحبتهای مشاور رئیس تیم مذاکرهکننده عملاً احتمال وجود یک تفاهم یا یادداشت توافق را تقویت کرد.
ماجرای یک منطق غلط
در همین چارچوب، مهدی محمدی، مشاور رئیس مجلس شورای اسلامی بدون آنکه اصل مذاکرات و توافق موقت و نامتوازن را زیر سوال ببرد مدعی شد: «از دشمن تحقیرشده میشود امتیاز گرفت اما امتیازی که میگیرید باید طوری باشد که فردا که مذاکره بههم خورد امتیازی که گرفتهاید باقی بماند.» وی ادامه داد: «ما به دشمن امتیاز اساسی نمیدهیم و امتیاز نقد میگیریم و میدانیم که بعدش مذاکره بههم میخورد، مهم این است که در لحظه اول چیز اساسی بگیریم» این منطق اشتباه از چندین جهت قابل نقد است. اولا اشاره به آزادی بخشی از پولهای بلوکه شده به عنوان امتیاز نقد دارد، این درحالی است که گرفتن بخشی از پولهای ایران در برابر امتیاز داده شده به دشمن مثل معامله دُر در برابر آبنبات است. طرف مقابل به بازار انرژی خود تنفس میدهد و امتیاز راهبردی دریافت میکند درحالی که ایران تنها برای گذراندن چند روز معیشت خود چنین برگ برندهای را به دشمن تحویل میدهد. دوما و بدتر از این موضوع آن است که مشاور دکتر قالیباف اعتراف میکند که آمریکا مذاکرات را برهم میزند اما با علم به این موضوع تیم مذاکراتی حاضر است برای دریافت برخی امتیازات غیرراهبردی که آن هم همچنان با مخالفت آمریکا رو به روست پای چنین تفاهم لرزان و سستی را امضا نماید.
شروط دهگانهای که دیده نمیشوند
علاوه بر این بخش عمده انتقادات متوجه فاصله میان مفاد منتشرشده توسط رسانههای نزدیک به دولت و شروط راهبردی مطرحشده پس از آغاز آتشبس موقت است. شروط دهگانهای شورای عالی امنیت ملی که به تایید رهبری و تاکید ایشان رسیده است، شامل مواردی چون حفظ کنترل راهبردی تنگه هرمز، پایان جنگ علیه تمامی اجزای محور مقاومت، خروج نیروهای آمریکایی از منطقه، دریافت کامل غرامت، رفع تمامی تحریمهای اولیه و ثانویه، لغو قطعنامههای شورای امنیت، آزادسازی کامل داراییهای بلوکه شده و نهایتاً تصویب همه این موارد در قالب قطعنامه الزامآور شورای امنیت بود. اما در متنهای منتشرشده، نه خبری از خروج نیروهای آمریکایی دیده میشود، نه تضمینی برای لغو کامل همه تحریمها وجود دارد و نه تعهدی قطعی درباره غرامت یا قطعنامههای بینالمللی.
حتی در موضوع تنگه هرمز نیز اگرچه تأکید شده مدیریت آن واگذار نخواهد شد، اما بسیاری از تحلیلگران معتقدند بازگشت تدریجی شرایط به وضعیت پیش از جنگ، فاصله محسوسی با مطالبات راهبردی ایران پس از نبرد اخیر دارد. از سوی دیگر، منتقدان به اظهارات و مواضع اخیر رهبر معظم انقلاب آیتالله سید مجتبی خامنهای درباره خطوط قرمز دانش هستهای اشاره میکنند و معتقدند هرگونه ورود به مذاکرات ۶۰ روزه بدون تثبیت قطعی دستاوردهای هستهای میتواند آغاز دور جدیدی از جنگ های سهمگین تر باشد.
آمریکا به دنبال معبری برای تنفس
اما مهمترین بخش انتقادات به مسئلهای بازمیگردد که بسیاری آن را «اهرم راهبردی ایران» میدانند. در هفته گذشته اداره اطلاعات انرژی آمریکا از کاهش شدید ذخایر نفتی خبر داد. همزمان گلدمن ساکس هشدار داد سرعت تخلیه ذخیرهسازیهای جهانی به روزانه ۸.۷ میلیون بشکه رسیده که بالاترین رقم ثبتشده در تاریخ است. کلودیو گالیمبرتی، اقتصاددان ارشد رایستاد انرژی، از «تابستان دردناک» سخن گفت و بانک جهانی هشدار داد نفت ۲۰۰ دلاری میتواند اقتصاد جهان را وارد سومین رکود بزرگ قرن کند. همزمان وود مکنزی، یو بی اس، اساندپی گلوبال انرژی و مورگان استنلی نیز سناریوهای نفت ۱۳۰ تا ۲۰۰ دلاری را در صورت استمرار اختلال در هرمز مطرح کردهاند.
همین واقعیت نشان میدهد ترامپ نه از موضع قدرت بلکه از موضع اضطرار سخن میگوید. رئیسجمهور آمریکا به خوبی دریافته است که حتی بمباران زیرساختهای ایران یا رؤیای تصرف خارک که منجر به پاسخ ایران و نابودی چاه های نفت کشورهای عربی خیلج فارس میشود نیز قادر به باز کردن گره هرمز نخواهد بود و اقتصاد جهانی در آستانه مواجهه با شوکی قرار دارد که توان تحمل آن را ندارد.
برآیند انتقادات کارشناسان به یک گزاره مشترک ختم میشود؛ اینکه در تفاهم ادعایی، ایران داراییهای بالفعل و راهبردی خود را روی میز گذاشته اما مطالباتش را به آیندهای نامعلوم حواله داده است. رفع تحریمها، دریافت غرامت، تعیین تکلیف داراییهای بلوکه شده همگی به دورهای ۶۰ روزه موکول شدهاند؛ در حالی که طرف مقابل از امروز به دنبال کاهش فشار بازار سوخت، نفت و گاز و بازگرداندن آرامش به اقتصاد جهانی است.