محمد قربانی

چند روز پیش مرکز تحلیل اجتماعی متا آخرین نظرسنجی خود را منتشر کرد. این نظرسنجی به آمار پرمخاطبترین تولیدات رسانهای در اردیبهشت 1405 میان تولیدات پلتفرمی و تلویزیونی اختصاص داشت. نکته جالب در این رابطه دست برتر محصولات رسانه ملی در مقایسه با پروژههای شبکه نمایش خانگی و از آن مهمتر صدرنشینی برنامه انقلابی پاورقی است. اما این فهرست پربینندهها نکات مهم دیگری هم دارد که نشان میدهد دست ویاُدیها آنطور که میگویند در کشاندن مردم به تماشای آثار خود چندان هم پر نیست و صداوسیما میتواند با استفاده از یک راهبرد عقلانی پیروز این رقابت لقب بگیرد و مچ حریف را با وجود استفاده از سرمایههای گزاف بخواباند.
وقتی سریالهای تلویزیون بدنامها را شکست میدهند
سریال «بیگانگان» اثر جدید رسانه ملی با 27 درصد، پرمخاطبترین مجموعه نمایشی اردیبهشت ماه جاری بود. اثری که بیشتر رسانهها و همینطور منتقدان تحویلش نگرفتند، اما مردم با وجود حق انتخاب برای تماشای دریایی از سریالها و فیلمهای خارجی و ایرانی در سکوهای مجاز و غیرمجاز، سراغ تولید جدید رسانه ملی رفتند و بیگانگان را برگزیدند. تلویزیون حتی با بهرهبرداری از پخش نوستالژیها در شبکه آی فیلم عملکرد بهتر و مناسبتری را در مقایسه با ویاُدیها به ثبت رساند، زیرا سریالهای بانوی عمارت، لحظه گرگ و میش و گیل دخت با قرار گرفتن در رتبههای دوم تا چهارم به ترتیب 25، 24 و 23 درصد مخاطب داشتند و در نسبت با سریال بدنام -که پربینندهترین مجموعه پلتفرمی اردیبهشت بوده- با اقبال بیشتری مواجه شدند. حتی قعرنشین فهرست سریالهای پربیننده در تلویزیون در نسبت با بدنام و باقی سریالهای شبکه نمایش خانگی دست بالا را دارد. شاید بسیاری در نقد این نظرسنجی بگویند که همه مردم به محصولات پلتفرمها دسترسی ندارند، ولی مگر تنها راه تماشای این محتواها برخورداری از اینترنت و خرید اشتراک ماهانه است؟
پاورقی؛ پافشاری بر روی هویت انقلابی جواب داد
طنز سیاسی و انقلابی پاورقی با 22 درصد مخاطب، پربینندهترین برنامه تلویزیونی اردیبهشت ماه است و برنامه من ایرانم با اندکی فاصله در جایگاه دوم قرار دارد. پاورقی از همان ابتدا با شکل محتوایش دل بسیاری از باورمندان به انقلاب اسلامی را به دست آورد و توانست بهعنوان یک برنامه روتین جای خالی محتواهای همیشگی و مستمر صداوسیما در سالهای قبل را پر کند. شکل اجرا و نویسندگی محمدرضا شهبازی بهگونهای بود که باعث شد اغلب مخالفان خجالتی نظام شمشیر از روی برایش ببندند و در فواصل زمانی مختلف مدیریت سازمان را بهخاطر پخش این برنامه سرزنش کنند. حتی همین چند روز پیش بود که شایعه کردند بخشی از مردم با امضاء کارزاری در خبرگزاری فارس موفق به توقف برنامه پاورقی و ممنوعالتصویری مجری آن شدهاند، در حالیکه همه اینها دروغی بیش نبود. پرمخاطبترین برنامههای شبکه نمایش خانگی هم شام ایرانی و انجمن اشباح بودند که هر کدام با 14 و 5 درصد فاصلهای معنادار با پاورقی و دیگر برنامههای تلویزیون داشتند. برنامه پرسروصدا و در عمل توخالی و پوچ منشور هم تنها توانست 5 درصد بیننده داشته باشد تا ثابت شود آن که نیازمند و محتاج کارزار است نه پاورقی، بلکه برنامههایی از این دست است. کاهش فاحش مخاطبان برنامههای گفتوگومحور در پلتفرمها این پیام را به گردانندگان سکوهای مختلف میرساند که ذهن دوپامینپسند مخاطبان هدف دیگر نمیتواند علاقهای به تماشای زیست فلان سلبریتی یا بهمان موضوع انتزاعی در قالب تاکشو داشته باشد.