«دشمنی که پس از ناکامی در میدان نبرد با فرستادن واسطههای متعدد التماس مذاکره میکرد، در ادامه با تغییر رویکرد، راهبردِ ترکیبیِ تهدید نظامی و فشار حداکثری مذاکره را در پیش گرفت، حال که تداوم دیپلماسی در فضای کنونی با ابهامات جدی روبروست، آیا اصرار بر مذاکره در سایه تهدید به ترور و تداوم اقدامات خصمانه، تنها چراغ سبزی برای گستاخی بیشتر دشمن جنایتکار نیست؟»
پیش از آغاز جنگ رمضان، امام شهید ما بارها بر ضرورت تغییر محاسبات دشمن تأکید داشتند. امروز نیز با منطقهای شدن جنگ، بسته شدن تنگه هرمز، حضور حماسی مردم مبعوث شده و پاسخ مقتدرانه نیروهای مسلح، محاسبه دشمن نسبت به تقابل با ایران دگرگون شده است و برای فرار از شکست در باتلاق خودساخته، به التماس آتشبس و مذاکره افتاد به امید اینکه امتیازاتی را که در میدان نبرد بهدست نیاوردهاند، پشت میز مذاکره مطالبه کنند!
در نهایت، دشمنِ درمانده با پذیرش پیششرطهای ایران پای میز مذاکره آمد؛ اما متأسفانه با مشاهده شور و اشتیاق زایدالوصف تیم مذاکرهکننده ما، رویکرد زیادهخواهانه خود را تشدید کرد.
حال پرسش اساسی از تیم مذاکرهکننده این است: وقتی رئیسجمهور جنایتکار آمریکا صراحتاً اعلام میکند که حتی در صورت تحویل اورانیوم غنیسازی شده نیز، هیچ تخفیف یا لغوی در تحریمها رخ نخواهد داد و همزمان رهبر عزیزمان را تهدید به ترور میکند و کشور عزیزمان را تهدید میکند و به موازات توئیتها و مصاحبههایش دست به شهادت نیروهای ما میزند، آیا ادامه این روند همچنان “دیپلماسی” نام دارد؟ یا تنها ارسال پیام ضعف است که دشمن را گستاختر کرده و نتیجهای جز افزایش فشار، تحقیر ملی و مطالبه امتیازات سنگینتر نخواهد داشت؟
در چنین شرایطی، انتظار میرود تیم مذاکرهکننده بر اساس سه اصل « عزت_حکمت_مصلحت »، برای حفظ بازدارندگی و توقف زیادهخواهیهای دشمن، حداقل گزینه “ توقف مذاکرات ” را به عنوان یک هشدار جدی روی میز بگذارد و در صورت تداوم اقدامات خصمانه، برای همیشه از این سبک مذاکرات کنارهگیری کند.
تیم مذاکره کننده بدانند، تنها مذاکرهای مورد حمایت است که با رعایت کامل خطوط قرمز ترسیمشده توسط امام شهید و رهبر معظم انقلاب و لحاظ کردن ده شرط شورای عالی امنیت ملی که توسط امام بزرگوار ما مورد تائید قرار گرفته است در آن لحاظ و رعایت شده باشد تا امید دشمن برای دستیابی به امتیازات ناعادلانه برای همیشه به یأس و ناامیدی بدل گردد.»
