محسن فرهمند

چهار روز اخیر، صحنه ورود منازعه ایران و آمریکا به مرحلهای تازه بود؛ مرحلهای که در آن واشنگتن کوشید بدون اعلام رسمی جنگ، الگوی «تجاوزهای کنترلشده و مکرر» موسوم به درگیری در منطقه خاکستری(GreyZone) را علیه حریم ایران پیاده کند؛ الگویی که پیشتر در لبنان و سوریه توسط رژیم صهیونیستی آزموده شده بود.
بامداد سهشنبه ۵ خرداد، نخستین حلقه از زنجیره تنشهای تازه شکل گرفت. ارتش آمریکا نقاطی در هرمزگان، بهویژه محدودههای مجاور فرودگاه و پایگاه شکاری بندرعباس را هدف قرار داد. سنتکام ساعاتی بعد رسماً اعتراف کرد که یک سایت پدافند هوایی را بمباران کرده است. «هاکینز» سخنگوی سنتکام در گفتوگو با فاکسنیوز مدعی شد: «ما موشکاندازها و قایقهایی را که سعی در مینگذاری داشتند» هدف قرار داده و حمله به سامانه پدافندی بندرعباس نیز پس از هدف قرار گرفتن جنگندههای آمریکایی صورت گرفته است.در این میان اخبار از شهادت 4 نفر در این حملات خبر می داد.
بلافاصله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بیانیهای اعلام کرد ارتش آمریکا با ورود به حریم هوایی ایران، دست به ماجراجویی تازه زده و یگانهای پدافندی سپاه پس از پایش اطلاعاتی دقیق، یک فروند پهپاد MQ-9 را ساقط کردهاند. در ادامه همین بیانیه آمده بود که یک پهپاد RQ-4 و جنگنده متجاوز F-35 نیز با واکنش پدافندی ایران مجبور به فرار و خروج از حریم سرزمینی کشور شدند.
خواب الگوی امنیتی سوریه و لبنان برای ایران
تنشها اما متوقف نشد. سحرگاه چهارشنبه ۶ خرداد، منابع خبری از حمله دوباره ارتش آمریکا به مناطقی در شرق بندرعباس و حوالی تنگه هرمز خبر دادند. خبرگزاری فارس به نقل از منابع محلی گزارش داد صدای انفجارها ناشی از تبادل آتش میان نیروهای ایرانی و آمریکایی و فعال شدن پدافند بوده است. براساس این گزارش، چند شناور آمریکایی تلاش کرده بودند بدون هماهنگی قبلی از تنگه هرمز عبور کنند اما با واکنش نیروهای دریایی ایران مواجه و ناچار به عقبنشینی شدند. نکته قابل تأمل آن بود که ارتش آمریکا، هم به این تجاوز اعتراف کرد و هم مدعی شد این اقدام «نقض آتشبس» محسوب نمیشود؛ همان الگوی خطرناکی که پیشتر رژیم صهیونیستی در لبنان و سوریه دنبال میکرد: حمله مستمر، بدون پذیرش رسمی جنگ. ساعاتی بعد، سپاه اعلام کرد پایگاه هوایی مبدأ این حملات ـ که برخی گزارشها آن را در خاک کویت ارزیابی کردند ـ هدف حمله موشکی قرار گرفته است. در بیانیه سپاه آمده بود: «به دنبال تعرض سحرگاه امروز ارتش متجاوز آمریکا به نقطهای در حاشیه فرودگاه بندرعباس، پایگاه هوایی آمریکایی مبدأ تجاوز در ساعت ۴:۵۰ هدف قرار گرفت.» شامگاه چهارشنبه و بامداد پنجشنبه نیز گزارشهایی از تکرار درگیریها در بخشهایی از هرمزگان و بوشهر منتشر شد. برخی منابع از رهگیری یک پهپاد متخاصم در محدوده بوشهر و شلیک موشک پدافندی به سمت آن خبر دادند. مجموعه این رخدادها نشان داد واشنگتن در پی تثبیت یک وضعیت فرسایشی و مبهم است؛ وضعیتی که در آن، تجاوز نظامی محدود و مستمر به یک «امر عادی» تبدیل شود.
تهدید زیرپوشش آتشبس
این تحولات درست در شرایطی رخ داد که از ابتدای هفته گذشته، اخبار مربوط به نهایی شدن پیشنویس تفاهم ۳۰ یا ۶۰ روزه میان تهران و واشنگتن شدت گرفته بود. دونالد ترامپ دوم خرداد مدعی شد توافقی میان دو طرف تنظیم شده و تنها جزئیات نهایی آن باقی مانده است. اما تقریباً همزمان، دولت آمریکا نهتنها حملات نظامی و تهدیدات لفظی را تشدید کرد بلکه تحریمهای تازهای نیز علیه بخش نفت، پتروشیمی و هواپیمایی ایران اعمال شد. «اسکات بسنت» وزیر خزانهداری آمریکا اعلام کرد فشار بر صادرات نفت ایران ادامه خواهد یافت و واشنگتن اجازه نخواهد داد ایران از درآمدهای نفتی برای بازسازی توان نظامی خود استفاده کند. او همچنین از تحریم دو شرکت هواپیمایی ایرانی و جلوگیری از سوخترسانی و فروش بلیت برای آنها خبر داد. این رفتار در حالی صورت گرفت که آمریکا حتی برای سیدعباس عراقچی و بخشی از تیم همراه وی نیز روادید صادر نکرد. همزمان، ادبیات مقامات آمریکایی نیز بیش از گذشته رنگ اوباشگری سیاسی به خود گرفت. ترامپ در سخنانی آکنده از تهدید گفت: «عمان را هم نابود میکنیم» و مدعی شد آمریکا بر تنگهها نظارت خواهد کرد. او همچنین درباره ایران گفت: «این تغییر رژیم است.» پیت هگسث وزیر دفاع آمریکا نیز با ادبیاتی سخیف مدعی شد: «ایران یا از طریق توافق کار را انجام میدهد یا با ما طرف خواهد بود.»
ترامپ فقط زبان زور میفهمد
واشنگتن در حالی از مذاکره و توافق سخن میگوید که همزمان حمله نظامی، تحریم، تهدید، جنگ روانی، فشار اقتصادی علیه مردم و حتی اقدامات آشکار علیه غیرنظامیان را تشدید میکند. تیم ترامپ با زبان و رفتار خویش فریاد میزند که آمریکا جز زبان قدرت چیزی نمیفهمد. اقدام سپاه پاسداران در موشک باران پایگاه آمریکایی در کویت و استمرار پاسخ مستقیم به دشمن باعث میشود تا دشمن رویای ایجاد ترتیبات امنیتی سوریه و لبنان علیه ایران را کنار بگذارد. میدان نیازمند آن است تا مطالبات ایران در مرحله میدانی به دشمن تحمیل شود. علاوه بر اینها از آنجا که ایران بر وحدت ساحات و پایان جنگ در همه جبههها تاکید دارد نباید نسبت به تحولات کنونی در غزه و لبنان بیتفاوت باشد. ورود زمینی ارتش اشغالگر به جنوب لبنان و اشغال چندین منطقه نه تنها با شروط ایران برای پذیرش آتشبس در تضاد است بلکه با نفس مذاکرات کنونی نیز که یکی از بندهای آن باید پایان قطعی جنگ در همه جبههها باشد همخوانی ندارد. اکنون بیش از هر زمان دیگری چشمها به تصمیم مسئولان دوخته شده است تا با تصمیمات فعالانه و جسورانه مانع از آن شوند تا دشمن آمریکایی و صهیونی به جنایات خود علیه ایران و لبنان در سایه نام مذاکره و آتشبس ادامه دهد.