سیاسی 02 خرداد 1405 - 3 روز پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد! 🖨️ چاپ
0
پیش‌نویس توافق ادعایی العربیه، از چرخه خطرناکی حکایت دارد که سایه جنگ را روی سر کشور حفظ می‌کند

چرخه خطرناک؛ جنگ، آتش‌بس، مذاکره

محسن فرهمند

photo 2026 05 21 11 09 19

العربیه ابتدا خبر را منتشر کرد، بعد تکذیبش کرد و سپس با اندکی آرایش دوباره روی خروجی فرستاد؛ پیش‌نویسی ادعایی از توافق ایران و آمریکا که از «توقف عملیات نظامی» و «جنگ رسانه‌ای» تا «آزادی دریانوردی در تنگه هرمز» و «لغو تدریجی تحریم‌ها» را دربرمی‌گیرد. همزمان، اظهارات مقام ارشد کاخ سفید و تشدید رفت‌وآمدهای دیپلماتیک منطقه‌ای، از جمله تحرکات پاکستان، نشان می‌دهد پروژه‌ای فراتر از یک مذاکره ساده در جریان است.

گزارش ادعایی اخیر العربیه از توقف جنگ نظامی و رسانه‌ای، عدم هدف‌گیری زیرساخت‌های نظامی و اقتصادی، تشکیل سازوکار مشترک نظارتی، آغاز مذاکرات تکمیلی هسته‌ای ظرف ۷ روز و لغو تدریجی و نه در لحظه تحریم‌ها و آزادی دریانوردی در تنگه هرمز و دریای عمان سخن گفته شده است. همزمان، خبرنگار پولیتیکو به نقل از یک مقام ارشد کاخ سفید تأکید می‌کند که دو محور اصلی اختلاف همچنان نداشتن سلاح هسته‌ای(نداشتن توان هسته ای) و باز بودن تنگه هرمز است.

اما خطر اصلی دقیقاً جایی آغاز می‌شود که مذاکره از چارچوب خطوط قرمز عبور کند. اگر آنچه العربیه منتشر کرده ـ ولو به فرض محال ـ بازتابی از روند واقعی گفت‌وگوها باشد، پرسش بزرگ این است که چه کسی مجاز است درباره محدودسازی قدرت ایران در تنگه هرمز برخلاف خطوط قرمز رهبرمعظم انقلاب مذاکره کند؟ عبور از این خطوط ورود به منطقه ممنوعه‌ای است که قضاوت تاریخی و مواخذه ملت ایران را برای مجریان آن و همچنین از بین بردن بازدارندگی کشور را به‌دنبال خواهد داشت. خصوصا آنکه تاکنون نیز نتیجه دو دور مذاکرات ایران و آمریکا به دو جنگ تحمیلی و شهادت رهبرمعظم انقلاب و بسیاری از مردم، دانشمندان و مسئولان سیاسی و نظامی کشور منتج شده است.

اکنون نیز خطر اصلی فقط در متن یک توافق خلاصه نمی‌شود؛ مسئله، گرفتار شدن کشور در «چرخه معیوب مذاکره، جنگ، آتش‌بس و مذاکره مجدد» است؛ چرخه‌ای که طرف مقابل طی سال‌های گذشته با دقت روی آن سرمایه‌گذاری کرده است. در این الگو، دشمن هرگز به‌دنبال پایان واقعی تقابل نیست، بلکه هدفش مدیریت فرسایشی نبرد با ایران است. ابتدا با فشار سیاسی و مذاکره، زمان می‌خرد؛ سپس در مقاطع لازم، با جنگ سنگین یا ضربات ترکیبی، شوک ایجاد می‌کند؛ بعد آتش‌بس و توافق موقت را روی میز می‌گذارد تا هم از پاسخ سنگین فرار کند و هم فرصت بازسازی پیدا کند؛ و پس از تجدید قوا، دوباره همان چرخه را از نقطه‌ای جدید آغاز می‌کند.

این چرخه برای طرف مقابل چند دستاورد همزمان دارد. نخست آنکه دکترین جنگی آمریکا و اسرائیل بر پایه حملات سریع، غافلگیرکننده و رعدآسا طراحی شده است؛ بنابراین آنها پس از هر درگیری نیازمند یک دوره تنفس، ترمیم و بازآرایی هستند. آتش‌بس و مذاکره دقیقاً همین فرصت طلایی را در اختیارشان قرار می‌دهد. دوم آنکه در فاصله مذاکرات و توقف درگیری، دشمن فرصت پیدا می‌کند بانک اهداف خود را تکمیل و به‌روزرسانی کند. این چرخه برای ایران ماهیتی فرسایشی دارد. دکترین ایران مبتنی بر نبرد نامتقارن و جنگ فرسایشی است؛ یعنی قدرت ایران در استمرار فشار، فرسایش دشمن و حفظ عمق راهبردی معنا پیدا می‌کند.

اما وقتی کشور مدام وارد سیکل «تنش، مذاکره، درگیری، توقف موقت و بازگشت به مذاکره» شود، بازدارندگی ایران مستهلک می‌شود. نتیجه چنین روندی، نه صلح پایدار است و نه پیروزی قطعی؛ بلکه فرسایش تدریجی قدرت ملی در یک جنگ ممتد و کنترل‌شده است؛ همان پروژه‌ای که اتاق‌های فکر غربی سال‌هاست آن را به‌عنوان راهبرد مهار و تضعیف ایران دنبال می‌کنند.

 

مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

18 − 4 =