شهید آیتالله سیدابراهیم رئیسی در حوزه سیاست خارجی و دیپلماسی، رویکردی را دنبال میکرد که تفاوتهای جدی با برخی نگاههای رایج در سالهای قبل داشت. سالها این گزاره در فضای سیاسی کشور مطرح میشد که بسیاری از گشایشهای بینالمللی ایران، از توسعه روابط خارجی گرفته تا عضویت در نهادهای مهم جهانی و حتی حل بخشی از مشکلات اقتصادی، به توافقات خاص یا جلب رضایت برخی قدرتهای غربی وابسته است. اما تجربه دولت شهید رئیسی نشان داد ظرفیتهای جمهوری اسلامی ایران بسیار فراتر از این نگاه محدود است.
اعتقاد شهید رئیسی این بود که جمهوری اسلامی ایران نباید روابط خارجی خود را به چند کشور خاص محدود کند. طبیعی است که جمهوری اسلامی ایران با کشورهایی که رویکرد خصمانه دارند و سیاستهایشان مبتنی بر فشار و تحمیل است، ملاحظات خاص خود را دارد، اما اصل اساسی در سیاست خارجی دولت سیزدهم، گسترش دایره روابط و استفاده از همه ظرفیتهای بینالمللی بود.
نتیجه چنین رویکردی را نیز در عمل مشاهده کردیم. عضویت رسمی جمهوری اسلامی ایران در پیمانهای مهمی مانند بریکس و شانگهای یکی از مهمترین نمونههای آن بود. این اتفاق نشان داد که بسیاری از ظرفیتهای جهانی خارج از دایره کشورهای غربی وجود دارد و میتوان از آنها در جهت منافع ملی استفاده کرد.
در همین چارچوب، توسعه روابط با کشورهای منطقه، اجرایی شدن سند همکاریهای بلندمدت با چین، گسترش همکاریها با روسیه و همچنین شکلگیری توافق با عربستان را باید در راستای همین نگاه ارزیابی کرد. این اقدامات صرفاً رویدادهای مقطعی نبودند، بلکه زیرساختهایی برای آینده سیاست خارجی کشور ایجاد کردند که آثار آن همچنان ادامه دارد.
امروز اگر جمهوری اسلامی ایران در مجموعههایی مانند بریکس و شانگهای حضور دارد، در کنار قدرتهای مهم اقتصادی و سیاسی جهان قرار گرفته است. اعضای این مجموعهها از ظرفیتهای بزرگ اقتصادی، سیاسی و راهبردی برخوردارند و حضور فعال ایران در چنین ساختارهایی میتواند فرصتهای قابل توجهی برای کشور ایجاد کند.
نکته مهم این است که این روابط بر پایه تعامل متقابل تعریف میشود، نه روابط سلطهگرانه. جمهوری اسلامی ایران کشوری مستقل است و هیچگاه تحمیل اراده دیگران را نپذیرفته و نخواهد پذیرفت. دورانی که برخی قدرتها تصور میکردند میتوانند اراده خود را بر ملتها تحمیل کنند، رو به پایان است. به همین دلیل شهید رئیسی برعکس دولت قبل از خود،کدخدایی آمریکا را قبول نداشت و این مساله خود را به خوبی در تمام رویکرد سیاست خارجیاش خود را نشان میداد. بنابریان یکی از مهمترین میراثهای ایشان در این حوزه، عبور از نگاه محدود به غرب و حرکت به سمت سیاست خارجی متوازن و چندجانبهگرا بود.
