
شنبه شب وقتی فیلم «تمرینهایی برای انقلاب» ساخته پگاه آهنگرانی در بخش نمایش ویژه جشنواره کن -که خارج از مسابقه است و یک بخش فرعی- به نمایش درآمد، هیچ واکنشی را در پی نداشت. حتی رسانههای اپوزیسیون هم فقط به حضور آهنگرانی اشاره کردند و کسی از فیلم چیزی نگفت. پگاه آهنگرانی سالهاست نقش سرباز رسانهای اروپا را بازی میکند و هر بار با ژستی تازه، خودش را به ویترین محافل ضدایرانی میرساند. اما این بار ماجرا فرق میکند؛ وقتی فرانسه همزمان ناو شارل دوگل را به منطقه فرستاده و بوی باروت و خون همهجا پیچیده، دیگر این خوشرقصیها یعنی ایستادن وسط میدان جنگ روانی علیه مردم خودت و لبخند زدن به اربابان فرانسوی.
کارنامه آهنگرانی هم چیزی نیست که کسی دربارهاش تردیدی داشته باشد. همان مستند مضحکش درباره ترانه علیدوستی هنوز یادمان نرفته؛ پروژهای که میخواست از علیدوستی یک رزا لوکزامبورگ وطنی بسازد اما در نهایت چیزی تحویل داد که بیشتر شبیه «لوکزامبورگِ پاساژگردِ لمپن بورژوا» بود تا یک چهره انقلابی. حالا هم فیلم تازهاش حتی عرضه حضور در بخش مسابقه اصلی کن را نداشته و در حاشیه جشنواره نمایش داده شده است.
وسط این نمایش، فاطمه معتمدآریا هم با همان قیافه همیشه معترضش در حال کف زدن رویت شد؛ بازیگری که در روزهای «زن، زندگی، آزادی» چنان نعره میکشید و اشک نمایشی میریخت که انگار پرچمدار درد مردم شده است. اما حالا که خون بیش از چهار هزار هموطن روی زمین ریخته، حالا که بچههای میناب مظلومانه قربانی شدهاند، زبانش بند آمده است. ظاهراً برای بعضی خون فقط وقتی ارزش دارد که بشود با آن ویزا گرفت.
این جماعت هنوز نفهمیدهاند که انتهای این خیابان و راهی که میروند در بهترین حالت همانی است که گلشیفته فراهانی رفته است. کسی که از همه اینها زودتر راه غرب را یافته بود، در نهایت اوج افتخارش معشوقه یواشکی شدن نخست وزیر فرانسه بود. عاقبت این دلقکبازیهای سیاسی چیزی جز سیلی خوردن امثال ماکرون از همسرانشان و تبدیل شدن پیادهنظام ایرانی غرب به دستمال مصرفی نیست.