
علی نجم الدین
وقتی سفیر ایالات متحده در سرزمینهای اشغالی، بیپرده از تصرف «از نیل تا فرات» سخن میگوید و آن را «خوب» میخواند، دیگر با یک لغزش لفظی طرف نیستیم؛ با عریانترین صورت یک پروژه استعماری مواجهیم. اظهارات اخیر مایک هاکبی در گفتوگو با تاکر کارلسون نه یک تحلیل الهیاتی، بلکه بیانیهای سیاسی در حمایت از ایده «اسرائیل بزرگ» است؛ هاکبی با ارجاع به کتاب مقدس، سرزمینهای میان نیل و فرات را «حق مردم یهود» مینامد؛ گویی قرن بیستویکم هنوز در عصر کشورگشاییهای قبیلهای متوقف مانده است. این سخنان، پژواک همان خط فکری است که در دولت بنیامین نتانیاهو بارها نشانههایش دیده شده؛ پروژهای که امنیت منطقه را قربانی توسعهطلبی نازیستی یهودیان صهیونیست میکند.
اما چرا این بیپروایی حالا چنین علنی شده است؟ پاسخ را باید در سیاستورزی بیمحابای ترامپ جستوجو کرد؛ دورانی که بسیاری از عرفهای بینالمللی کنار گذاشته شد و قلدری عریان، جای دیپلماسی را گرفت. وقتی رئیسجمهور آمریکا بیشرمانه از اشغال، تحریم و ترور دفاع میکند، طبیعی است که سفیرش نیز از بلعیدن کشورهای منطقه سخن بگوید. صهیونیستها و سیاستمداران وابسته به آنان در واشنگتن، در سایه چنین حمایتی، دیگر نیازی به پنهانکاری نمیبینند.
بیشرمی به جایی رسیده که از نابودی کشورهای اسلامی برای توسعه رژیمی سخن میگویند که در قریب به هشتاد سال حیات ننگین خود، صدها هزار انسان را در سراسر غرب آسیا به خاک و خون کشیده، میلیونها نفر را آواره ساخته و از هیچ شرارتی فروگذار نکرده است. این همان رژیمی است که هر وجب توسعهاش با جنگ، اشغال و آوارگی همراه بوده است.
در سوی دیگر، سکوت سنگین دولتهای اسلامی، بهویژه برخی حکومتهای عربی منطقه، بر این وقاحت مهر تأیید زده است. آنان که بیش از همه تحقیر شدهاند، نهتنها در برابر توسعهطلبی تلآویو ایستادگی نمیکنند، بلکه همت خود را صرف رقابتهای فرسایشی و ضربهزدن به دیگر مسلمانان کردهاند.
اما معادله تنها به پایتختهای عربی ختم نمیشود. در دل غرب نیز شعلههایی برخاسته است؛ از نیویورک و بوستون تا لندن و پاریس، اعتراض به جنایات تلآویو، پایههای حمایت سنتی از این رژیم را لرزان کرده است. دو سال جنایت در غزه و جنگهای بیپایان منطقهای، افکار عمومی غرب را بیدار کرده؛ ناقوس پرسشگری به صدا درآمده و دیگر بهسادگی خاموش نخواهد شد.
ترامپ و دولت رذالتبارش رفتنیاند و سیاستمدارانی که تعهد ایدئولوژیک به صهیونیسم را بر هر چیزمقدم میدانند، دیر یا زود صحنه را ترک خواهند کرد. اما خشمی که از دل این جنایتها زاده شده، باقی میماند. شاید برخی حاکمان اسلامی در سکوتی خیانتبار فرو رفته باشند، اما اینبار صدا از غرب برخاسته است؛ صدایی که میتواند سرآغاز پایان افسانه «هرتزل» باشد.