
اروپا دیگر صرفاً با یک دوره رکود مقطعی روبهرو نیست؛ نشانههای فرسایش تدریجی قدرت اقتصادی، آشفتگی راهبردی و واگرایی سیاسی در حال انباشته شدن است. اگر این روند مهار نشود، قاره سبز نهتنها از رقابت با آمریکا و چین بازخواهد ماند، بلکه به بازیگری درجهدو در نظمی تبدیل میشود که دیگران آن را شکل میدهند.
سرنوشت اروپا و میزان اثرگذاری آن بر نظرم جهانی در آیندۀ نزدیک، بدل به یکی از آزمونهای ذهنی سالهای اخیر علاقهمندان به روابط بینالملل شده است و البته که هر قطبی از قدرت هم برداشتی از اروپا دارد که منحصر به فرد است. همانطور که فارن پالیسی مینویسد «از نگاه دولت ترامپ و متحدانش، اروپا نماد انحطاط لیبرال و قارهای در حال افول است؛ حتی در اسناد رسمی امنیت ملی آمریکا، از «محو تمدنی» در اروپا سخن گفته شده و تلویحاً فروپاشی اتحادیه اروپا و تقویت نیروهای ملیگرا مطلوب دانسته شده است. در مقابل، بخشی از نخبگان آمریکایی، بروکسل را آخرین سنگر رهبری مبتنی بر قواعد در جهان میدانند و از تلاش آن برای تقویت توان دفاعی و اقتصادیاش حمایت میکنند».
فارن پالیسی مینویسد که به رغم بسیاری خوشبینیها که درون اروپا در رابطه با سرنوشت این قاره وجود دارد، روندهایی نشان میدهد که سرنوشت این قاره بسیار مبهم است «اروپا در دسامبر ۲۰۲۵ با امتناع از مصادره کامل داراییهای مسدودشده روسیه، آزمونی مهم از اراده سیاسی را از دست داد. اگر اروپا نتواند از پول مسکو برای دفاع از کییف استفاده کند، در شرایط فشار بودجهای آینده چه خواهد کرد؟» مشکل فقط ارادههای سیاسی از این دست نیست؛ اروپا با چالش جدی هزینهکردهای دفاعی هم روبرو است «در حوزه دفاع، مشکل اصلی پول نیست. از سال ۲۰۲۲ هزینههای دفاعی اروپا ۵۰ درصد افزایش یافتهاست. مشکل در نحوه هزینهکرد است: سرمایهگذاریها همچنان عمدتاً پراکنده و در چارچوب برنامههای ملی رقیب انجام میشود و تنها پیشرفت اندکی در زمینه پلتفرمها و برنامهریزی مشترک حاصل شده است. اگر اروپا واقعاً به دنبال آمادگی دفاعی است، باید در سطح اتحادیه هزینه کند».
مشکل دیگر اروپا اقتصادی است «موتور اقتصاد اروپا «تقتق» میکند. آمریکا بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۴ تقریباً ۲۵ درصد رشد واقعی تولید ناخالص داخلی داشت، در حالی که اروپا ۱۵ درصد رشد کرد. پیشبینی میشود اروپا در سالهای ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷ نیز رشد کمتری نسبت به آمریکا داشته باشد.
مشکل دیگر آیندۀ تیرۀ اروپا وضعیت رابطۀ کاملاً یکسویۀ این اتحادیه با چین است «آسیبپذیری ژئواکونومیک رویکردی نامنسجم در قبال چین ایجاد کرده که شاید بزرگترین چالش بلندمدت خارجی اروپا است. مازاد تجاری چین با اروپا از ۱۰۰ میلیارد یورو در سال ۲۰۱۴ به حدود ۳۰۰ میلیارد یورو در ۲۰۲۴ رسید. با تضعیف صنایع کلیدی اروپا مانند خودرو و ماشینآلات، اتحادیه اروپا در ایجاد سپرهای حمایتی کافی ناکام بوده است. بدون راهبردی منسجم، مازاد تجاری چین افزایش خواهد یافت و شریان حیاتی اقتصاد اروپا بیش از پیش تحلیل خواهد رفت».
نتیجۀ نزدیک این وضعیت نا به سامان در اروپا چه خواهد بود؟ فارن پالیسی پیشبینی میکند که شورشهای پوپولیستی یکی از این عواقب خواهند بود «اگر اروپا بهسرعت اقدام نکند، نهتنها با یک دهه دیگر رشد ضعیف مواجه میشود، بلکه خطر شورش پوپولیستی نیز وجود دارد که میتواند روند همگرایی را معکوس کند. انتخابات فرانسه در ۲۰۲۷ و آلمان در ۲۰۲۹ میتواند چشمانداز سیاسی را تغییر دهد».