بین الملل 30 دی 1404 - 2 هفته پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد! 🖨️ چاپ
0

دوستان خود را بشناسید

0c72f86916df42566ceaf98e5d3edff3

در نظام بین‌الملل، دوستی نه با بیانیه‌های دیپلماتیک سنجیده می‌شود و نه با وعده‌های پشت درهای بسته، بلکه با رفتار عملی دولت‌ها در بزنگاه‌های امنیتی و سیاسی معنا پیدا می‌کند. تحولات اخیر پیرامون جمهوری اسلامی ایران، بار دیگر این واقعیت را آشکار ساخت که مرز میان «دوست»، «شریک موقت» و «دشمن فعال» تا چه اندازه روشن است.

در پی اغتشاشات اخیر و اقدامات تروریستی هدفمند در داخل کشور ـ که شواهد متعدد، نقش مستقیم یا غیرمستقیم سرویس‌های بیگانه به‌ویژه رژیم صهیونیستی و موساد را برجسته می‌کند ـ به جای آنکه نهادهای بین‌المللی در مسیر محکومیت تروریسم حرکت کنند، شورای امنیت سازمان ملل به صحنه‌ای برای فشار سیاسی علیه ایران بدل شد.

نشستی که به‌اصطلاح با محور «وضعیت داخلی ایران» برگزار شد، اما در عمل تریبونی در اختیار چند تن از عناصر اپوزیسیون جمهوری اسلامی قرار گرفت؛ افرادی که نه نمایندگی مردم ایران را دارند و نه سابقه‌ای جز هم‌صدایی با پروژه‌های امنیتی غرب. این اقدام، نه‌تنها نقض آشکار اصل عدم مداخله در امور داخلی کشورها بود، بلکه نشان داد شورای امنیت چگونه تحت تأثیر اراده سیاسی آمریکا و متحدان اروپایی‌اش، از مسیر حقوقی خود منحرف می‌شود.

در نقطه مقابل، مواضع کشورهای چین، روسیه، ترکیه، پاکستان و عراق در قبال این تحولات، واجد معنا و پیام سیاسی روشن بود. این کشورها ـ هر یک با ادبیات و ملاحظات خاص خود ـ بر ضرورت حفظ ثبات ایران، مخالفت با مداخله خارجی، و محکومیت اقدامات تروریستی و آشوب‌طلبانه تأکید کردند. چنین مواضعی، اگرچه به معنای اتحاد کامل نیست، اما نشان‌دهنده درک مشترک از اهمیت امنیت ایران در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی است.

از سوی دیگر، لغو حضور سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در اجلاس اقتصادی داووس در سوئیس نمونه‌ای عینی از رفتار دوگانه غرب و نفوذ مستقیم رژیم صهیونیستی در تصمیم‌سازی‌های بین‌المللی است. این اقدام که با فشار و لابی‌گری تل‌آویو و حمایت آشکار ایالات متحده انجام شد، بار دیگر این پیام را مخابره کرد که حتی عرصه‌های supposedly اقتصادی و غیرسیاسی نیز از منطق تقابل با ایران مستثنا نیستند.

مجموعه این رخدادها ـ از نشست شورای امنیت با تریبون‌دهی به اپوزیسیون، تا لغو حضور دیپلمات ارشد ایران در داووس، و هم‌زمان اعمال فشارهای تجاری و تعرفه‌ای علیه شرکای اقتصادی ایران ـ همگی مصادیق روشنی از عدم امکان اعتماد راهبردی به آمریکا و اروپا است؛ بازیگرانی که هم‌زمان با ادعای گفت‌وگو، ابزار فشار، تحریم و تهدید را فعال نگه می‌دارند.

در چنین شرایطی، تأکید بر نگاه به شرق و تقویت روابط با قدرت‌ها و کشورهای همسو یا هم‌منافع نه یک انتخاب ایدئولوژیک، بلکه ضرورتی برخاسته از تجربه و عقلانیت سیاسی است. تجربه نشان داده است که برخی کشورها، دست‌کم در بزنگاه‌ها، هزینه حمایت یا بی‌طرفی منصفانه را می‌پذیرند؛ در حالی که غرب، حتی در میانه مذاکره، از اقدام خصمانه ابایی ندارد.

سیاست خارجی موفق، پیش از هر چیز نیازمند حافظه تاریخی و شناخت دقیق صف‌بندی‌ها است. دوستان واقعی، در روزهای فشار و بحران شناخته می‌شوند، نه در وعده‌های پرزرق‌وبرق دیپلماتیک.

مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفده + 9 =