بین الملل 03 دی 1404 - 1 ماه پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد! 🖨️ چاپ
0

افزایش اختلافات بین جولانی و رفقای جهادی اش

70922987 605 1

مسیر پیش روی جولانی، رئیس جمهور موقت سوریه، هموار یا آسان به نظر نمی‌رسد. او و سازمانش زخم‌های عمیق و مداومی دارند که از «سرزمین جهاد» به «کاخ قدرت» منتقل شده‌اند. این گذار، خصومت عمیق و حتی رو به افزایشی را بین هیئت تحریر الشام، به رهبری الجولانی/الشرع، و رقبای «جهادی» آن و سایر جناح‌ها آشکار کرده است. الشرع همه آنها را موانعی برای ساختن «سوریه جدید» آنطور که او تصور می‌کند، می‌بیند، در حالی که آنها او را «خائن به دین و انقلاب» می‌دانند. علیرغم موفقیت او در مهار نظامی این جناح‌ها، تصمیمات اخیر او، به ویژه در مورد اتحاد با واشنگتن علیه داعش، تبلیغات برخی از مخالفانش را احیا کرده و به عنوان تأییدی بر پیش‌بینی‌های قبلی آنها در مورد او به نظر می‌رسد. بیشتر طیف سلفی-جهادی، از جمله داعش، القاعده و متحدان آنها، پیوستن دولت الشرع به «ائتلاف بین‌المللی» را محکوم کردند و این اقدام را به عنوان آخرین دلیل مبنی بر خروج هیئت تحریر الشام از اردوگاه «جهاد» و پیوستن به صفوف «دشمنان» دانستند و متعهد شدند که بر این اساس با این سازمان برخورد کنند.

بنابراین، دولت جولانی با یک آزمون وجودی در دو جبهه متناقض روبرو است: اول، در برابر جامعه بین‌المللی، برای اثبات مشارکت خود در مبارزه با تروریسم و ​​​​ایجاد ثبات؛ و دوم، در برابر گروه‌های جهادی، برای متقاعد کردن آنها مبنی بر اینکه اصول اسلامی را رها نکرده است. این یک معادله بسیار پیچیده است که هر لحظه پتانسیل غافلگیری دارد. در حالی که داعش، در مرحله فعلی خود، با توجه به فقدان یک پروژه سیاسی قابل اجرا و ساختار پراکنده سلول‌ها و افرادش، تهدید قریب‌الوقوعی برای اقتدار الشرع محسوب نمی‌شود، خطر اصلی در صفوف جناح‌های متحدی است که در حال حاضر در درون ساختار حکومتی یا در حاشیه و کناره‌های آن فعالیت می‌کنند. این جناح‌ها می‌توانند در یک مقطع سیاسی یا امنیتی محوری، به بزرگترین چالش تبدیل شوند. نقشه جناح‌های جهادی و گروه‌های مسلح – جدا از نیروهای دموکراتیک سوریه و منطقه ساحلی – به سه سطح تقسیم شده است که با یکدیگر تلاقی و درگیری دارند، بدون اینکه تاکنون منجر به یک درگیری بزرگ شده باشد.

سازمان (حراس الدین|نگهبانان دین) یکی از برجسته‌ترین جناح‌هایی است که پیش از این با هیئت تحریر الشام مخالف بود و همچنان با دولت جدید سوریه و سیاست‌های آن اختلاف دارد. این سازمان، شاخه القاعده در سوریه، با سقوط رژیم سابق سوریه و آغاز برچیدن جناح‌ها در آغاز سال جاری، انحلال خود را اعلام کرد. با این حال، این اعلام به حضور واقعی آن پایان نداد، زیرا تعداد زیادی از اعضای آن به سرویس‌های امنیتی دولت پیوستند، در حالی که سایر گروه‌ها حداقل سطح تماس و فعالیت را بدون تحریک مستقیم دولت جدید حفظ کردند. با بازگشت به بیانیه «انحلال» صادر شده توسط این سازمان، این بیانیه حاوی پیام‌های دوگانه‌ای بود که لحن نصیحت و تهدیدهای ضمنی را به دولت جولانی منتقل می‌کرد. این بیانیه خواستار «نگه داشتن سلاح در دست سنی‌ها» و «تثبیت دین، اجرای قانون شریعت و عدم تضعیف آن» شد و سوریه را عرصه‌ای باز برای «نبردهای بزرگ» علیه «مستبدان و استعمارگران» دانست.

در کنار حراس الدین، جناح‌های کوچک‌تری که عمدتاً از جنگجویان خارجی تشکیل شده‌اند، مانند حزب اسلامی ترکستان (اویغورها)، کتیبه التوحید و الجهاد (ازبک‌ها)، اجناد القوقاز (چچنی‌ها) و دیگران ظهور کرده‌اند. این جناح‌ها مخالفت آشکاری با دولت جدید اعلام نکرده‌اند، اما اقدامات آن را از نزدیک زیر نظر دارند، به ویژه در مورد نزدیکی آن با دشمنان سنتی – مانند چین و روسیه در مورد حزب اسلامی ترکستان – و همچنین هرگونه محدودیت اعمال شده بر فعالیت‌ها و نفوذ آن. در حالی که برخی از این گروه‌ها کاملاً از ایدئولوژی القاعده پیروی می‌کنند، ممکن است هرگونه توافق سیاسی شامل دولت مشروع را خیانت آشکار بدانند. بنابراین، احتمال قیام‌های خشونت‌آمیز توسط این گروه‌ها همچنان وجود دارد، به ویژه اگر از آنها خواسته شود که به عنوان بخشی از توافقات بین‌المللی، سوریه را خلع سلاح یا ترک کنند، با توجه به عدم وجود هیچ سرزمین جایگزینی برای آنها.با این حال، حزب التحریر، مورد متفاوتی را ارائه می‌دهد. این حزب، یک حزب سیاسی و ایدئولوژیک است که خواستار برقراری مجدد خلافت است و بر اتکای آن به ابزارهای غیرخشونت‌آمیز تأکید دارد. با این حال، این حزب به عنوان یک جنبش تبلیغی سازمان‌یافته با شبکه‌ها، هواداران و قابلیت‌های بسیج، حضور قابل توجهی در محافل اپوزیسیون، به ویژه در ادلب، دارد. از سال ۲۰۲۳، این حزب به عنوان یکی از رقبای اسلام‌گرای هیئت تحریر الشام ظهور کرده است. در نوامبر ۲۰۲۵، دفتر رسانه‌ای حزب التحریر – استان سوریه، بیانیه‌ای صادر کرد و اعلام کرد که «مشارکت آشکار در ائتلاف بین‌المللی علیه تروریسم، خیانت به اصول و لغزشی خطرناک به سوی ورطه است.»

در کنار گروه‌های جهادی، جناح‌ها و گروه‌های دیگری نیز برجسته هستند که به معنای سنتی به عنوان جهادی طبقه‌بندی نمی‌شوند. این گروه‌ها شامل جناح‌هایی در ارتش ملی سوریه تحت حمایت ترکیه، از جمله جبهه شام ​​(جبهه الشامیه) هستند که پیشینه اسلامی-سلفی دارند و عمدتاً در شمال حلب مستقر هستند. پس از سقوط رژیم قبلی و تشکیل دولت جدید، این گروه‌ها درگیر رویارویی آشکار با مقامات جولانی نشدند. با این حال، آنها همچنین در پروژه سیاسی و نظامی جولانی ادغام نشدند. در عوض، آنها مناطق کنترل و نفوذ خود را در شمال حفظ کردند و نسبت به انحصار هیئت تحریر الشام در تصمیم‌گیری‌های نظامی و سیاسی ابراز تردید کردند و خواستار نمایندگی گسترده‌تر در ساختار جدید دولت شدند. جبهه شام ​​در حوزه نفوذ ترکیه فعالیت می‌کند و آنکارا با دقت روابط خود را با آن مدیریت می‌کند. آنکارا به دنبال انحلال یا ادغام کامل این گروه نیست، بلکه آن را به همراه سایر جناح‌ها به عنوان یک ابزار چانه‌زنی مستقیم علیه طرف‌های مختلف، از جمله خود مقامات جولانی، حفظ می‌کند.به همین ترتیب، «جنبش اسلامی احرار الشام» که از نظر تاریخی یکی از بزرگترین جناح‌های سلفی اسلامی در سوریه بود، نباید نادیده گرفته شود، پیش از آنکه از سال ۲۰۱۷ وارد یک سری اختلافات شدید شود که به تدریج وزن نظامی خود را از دست داد، تا اینکه بقایای آن در نهایت در «ارتش ملی» ادغام شدند.

با سقوط بشار اسد و ظهور دولت جولانی، داعش فرصتی را برای معرفی مجدد خود به عنوان پرچمدار «جهاد خالص» علیه کسانی که «مستبدان جدید» می‌نامید، دید. فراتر از خصومت تاریخی بین داعش و هیئت تحریر الشام (HTS)، که پیش از به قدرت رسیدن جولانی وجود داشت، داعش به قدرت رسیدن جولانی و نزدیکی او به غرب را تأییدی بر «پیشگویی‌های» خود در مورد انحراف سایر گروه‌های اسلام‌گرا می‌دانست.بر اساس این فرضیه، این سازمان بدون اتلاف وقت علیه دولت جدید در دمشق اعلام جنگ کرد. در دسامبر 2024، تنها چند روز پس از سقوط دولت قبلی، سرمقاله‌ای در روزنامه خود، النباء (شماره 473) منتشر کرد و الجولانی و متحدانش را «مجاهدین مرتد و رام‌شده» توصیف کرد. تحریک علیه رئیس جمهور انتقالی در بهار ۲۰۲۵ با انتشار یک ویدیوی تبلیغاتی با عنوان «این پیامی برای مردم است… اقامه حجت و روشن کردن حقیقت» به اوج خود رسید که در آن داعش آغاز یک «جنگ تمام عیار» علیه دولت را اعلام کرد.

در شماره‌های بعدی النبأ، این سازمان به پیوستن دمشق به «ائتلاف بین‌المللی» حمله کرد و ادعا کرد که آمریکا «از نظر آنها به یک دوست تبدیل شده است». این سازمان دولت الشرع را متهم کرد که چیزی جز قدرت نمی‌خواهد و «نقش ظالم» را در «چرخه تکراری جهل، که با انقلاب شروع می‌شود، با خیانت ادامه می‌یابد و با رهایی از تروریسم پایان می‌یابد» بازتولید می‌کند و با این جمله تکان‌دهنده به پایان می‌رساند: «این در واقع یک انقلاب بود، حتی تا کاخ!» به طور کلی، روایت داعش در مواجهه با دولت جدید بر موارد زیر استوار است:
– مرتد اعلام کردن احمد الشرع و «خائن» خواندن او.
– رد هرگونه همکاری سیاسی یا امنیتی با غرب.
– تجلیل از رویکرد خود داعش، به ویژه مفهوم «وفاداری و برائت».
– رد کامل دموکراسی و دولت مدنی.
– دعوت از اعضای هیئت تحریر الشام و سرویس‌های امنیتی برای جدایی و پیوستن به این سازمان.

بنابراین، داعش فعالیت‌های نظامی و تبلیغاتی خود را تشدید کرد و با یک کمپین استخدام و تحریک شدید، هواداران و اعضای سایر جناح‌ها، به ویژه افراد ناراضی در هیئت تحریر الشام (HTS)، چه به دلیل تغییرات سیاسی و چه به دلیل کشمکش‌های قدرت در درون قدرت جدید، را هدف قرار داد. باید توجه داشت که تعداد قابل توجهی از این افراد – حتی در هیئت تحریر الشام – اساساً جنگجویان سابق داعش هستند که پس از شکست این سازمان به گروه‌های دیگر پیوستند، بدون اینکه لزوماً وفاداری ایدئولوژیک قبلی خود را رها کنند. در این زمینه، با وجود ماهیت همزمان برخی از عملیات‌های اخیر داعش، آنها هنوز به شتاب لازم برای تأثیرگذاری بر روند کلی وقایع در سوریه دست نیافته‌اند و بیشتر شبیه حملات تلافی‌جویانه محدود به نظر می‌رسند، و ارزیابی پیامدهای آنها را زودهنگام می‌کند.

مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 + 13 =