فرهنگی 14 بهمن 1404 - 3 ساعت پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد! 🖨️ چاپ
0
نقد فیلم‌های روز سوم جشنواره فجر/ فیلم «اسکورت»

اسکورتِ تماشایی، به مقصد می‌رسد؟!

یوسف حاتمی‌کیا یک مووی تمیز در ژانر جاده‌ای ارائه کرده که امتیازات قابل‌توجهی در کارگردانی و در عین حال ایراداتی در زمینه‌ی فیلم‌نامه و پرداخت شخصیت‌ها دارد. اولین نکته‌ی قابل ذکر، عنصر سرگرم‌کنندگی است.

3368233 135

حمیدرضا رنجبرزاده

افرادی که ایرادهایی بنی‌اسرائیلی به لوکیشن محدود «شب طلایی» می‌گرفتند، حالا باید بیایند و «اسکورت» را ملاحظه کنند! یوسف حاتمی‌کیا یک مووی تمیز در ژانر جاده‌ای ارائه کرده که امتیازات قابل‌توجهی در کارگردانی و در عین حال ایراداتی در زمینه‌ی فیلم‌نامه و پرداخت شخصیت‌ها دارد. اولین نکته‌ی قابل ذکر، عنصر سرگرم‌کنندگی است.

نتیجه‌ی طبیعی و امتحان پس‌داده‌ی علاقه به داستان‌گویی و انتخاب ساختار سه‌پرده‌ای در کنار تدوین دقیق و دکوپاژ اصولی، می‌شود فیلمی که سرپاست و لحظه‌ای وقت مخاطب را هدر نمی‌دهد.‌ فیلم با حال و هوای «سریع و خشن»ها آغاز می‌کند و از پس سکانس تعقیب و گریز ابتدایی، به‌خوبی بر‌می‌آید و به نتیجه‌ای تلخ اما منطقی می‌رسد. همین‌جا باید به تلاش تحسین‌برانگیز متن در توجه به منطق داستانی اشاره کرد که در سینمای ایران، امری کمیاب است.

کنش‌ها، واکنش‌ برمی‌انگیزند و عواقبی منطقی به همراه دارند. به عنوان مثال، اگر در اواخر فیلم، تیراندازی صورت می‌گیرد، حاتمی‌کیا این جرأت را دارد که آن را بی‌عقوبت رها نکند. برای تدوین خوب کار نیز می‌توان شاهدی مثال‌زدنی را ذکر کرد و آن پلانی است که اصلان با حالتی غیرمستقیم، علاقه‌اش را به حلما ابراز می‌کند و کات حاتمی‌کیا به واکنش و نگاه حلما، ستودنی است. البته به انتخاب بازیگر فیلم می‌توان خرده گرفت. همان‌قدر که امیر جدیدی در نقش جدید خود درخشیده و یک بازی بی‌نقص را ارائه کرده، انتخاب‌هایی مانند رضا کیانیان یا هدی زین‌العابدین، بد و نامأنوس هستند.

رضا کیانیان حتی در ادای لهجه‌اش نیز ناتوان است و بدترین بازی اثر را ارائه می‌کند. زین‌العابدین نیز با اینکه تلاش خود را می‌کند، اما نه چهره‌ای متناسب با نقش دارد نه بازی‌اش پایاپای با جدیدی پیش می‌رود. نکته‌ی مثبت دیگری که قابل اشاره است، وسواس حاتمی‌کیا در نگارش دیالوگ‌هاست. نمی‌توان لاین بی‌خاصیت در میان‌شان پیدا کرد و در موقعیت‌های مختلف، کارکرد موقعیت را ادا می‌کنند؛ در مواقع موردنیاز، دیالوگ طنازانه فضا را تلطیف کرده و در مواقع حساس، برخلاف بسیاری از آثاری که در همین جشنواره دیده‌ایم، ابداً حس موقعیت را تخریب نمی‌کنند و منطبق بر منطق داستانی نیز هستند.تمیز بودن تکنیکی اثر، مقدمه‌ای لازم است که یک مشکل مهلک، از تبدیل‌شدن «اسکورت» به اثری خوب جلوگیری می‌کند و آن ضعف در شخصیت‌پردازی است.

ژانر جاده‌ای، ظرفیت‌های فرمیک بسیار خوبی برای تغییرات اساسی در کاراکترها و طی‌شدن قوس‌های شخصیتی دارد که متاسفانه در این فیلم، آن‌طور که باید و شاید مورد توجه نبوده‌اند. انگیزه‌های اصلان دارای عمق لازم نیست و مرام او هم پیش‌فرضی است که شاید در طول داستان کنش‌مندانه تأیید می‌شود، اما ریشه‌ای ندارد. تغییر او از دشمن حلما به مرد عاشق‌پیشه‌ای که به حلما دل می‌بازد، قوس لازم را طی نمی‌کند.

فیلم‌نامه در این زمینه تلاش‌هایی ولو اندک دارد ولی ابداً تناسبی با این حجم از تغییر ندارد. حتی فداکاری انتهایی فرمانده سابق اصلان در نیروی انتظامی نیز ناگهانی و غیرقابل باور است. از سوی دیگر، نگاه حاتمی‌کیا به مقوله و چالش اجتماعی-اقتصادی «شوتی‌ها» نیز تقلیل‌گرایانه است. مسئله در حد قاچاق اجناس بی‌خطر فروکاسته می‌شود و اگر این‌گونه است، این حجم از سازماندهی مخوف، مجهز و مسلح به چه دلیل است؟ از سوی دیگر، ریشه‌یابی حاتمی‌کیا در روستای شیراز نیز محدود به جمله‌ی کلیشه‌ای «از همان دری که فقر بیایید، ایمان هم از همان در خارج می‌شود» می‌ماند.
تمام این عوامل دست‌به‌دست هم می‌دهند تا بتوان با قطعیت، «اسکورت» را به هر مخاطب علاقه‌مند به سینما پیشنهاد داد و به مسیر پیش روی حاتمی‌کیا نیز امیدوار ماند ولی نهایتاً آن را اثری متوسط قلمداد کرد./نوبنیاد

مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهارده − 9 =